فرازهایی از کتاب «جزء از کل»
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:02
گاهی کتابهایی مد میشوند که دلیل شهرت آنها نامشخص است. این کتاب را سال گذشته خواندم و به هیچ روی انتظار من را برآورده نکرد. چند روز پیش این جملات را دیدم که هنگام مطالعه جمعآوری کرده بودم. مرور آنها برایم جالب بود.دوست و عاشق به ما خیانت کردند و در ابعادی ملی و در نتیجه کمیک تحقیر شدیم، بی حتی یک آغو...
فرازهایی از کتاب «قول»
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:02
این کتاب به واقع شاهکار بود. دورنمات یک داستان جنایی را بستری قرار داده بود تا واقعیتی بزرگ را یادآور شود: پوچی و حضور همیشه آن در زندگی بشر. بسیار لذت بردم ازین کتاب. ص ۱۰هیچ رویدادی را نمی شود مثل معادله حل کرد برای اینکه ما هرگز همه مجهولات لازم را در دست نداریم. فقط چند مجهول ـ آن هم معمولاً مجه...
این ما هستیم
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 5:02
در سیزن دوم سریال This is us ویلیام برای رندال نامهای مینویسد که احتمالا پس از مرگش به او میرسد و میگوید:حرفهای نزده، نصیحتهای نگفته، پاکتهای مهر نزده، پشیمانیهایی هستن که من رو احاطه کردن. برام سواله اونجا آسونتره؟ (منظورش دنیای ماست، اون الان مرده)عشق همون جور که سراغ من آمد سراغ تو هم میاد، داغون...
من نمرده بودم من زن بودم. همین ...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
روح از بدنم بلند شد، سبکی بیقرار کننده ای بود. در سرم مورچه میدوید. کسی به زانوهایم چنگ میزد و چشم هایم سیاه بود.کنترلی بر وجودم نداشتم طپش قلبم طوری بود که دستم را به لرزه میانداخت. نه بیدار بودم
درخت عقيم غم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
در درونم غمي ريشه دوانده كه آن هم عقيم است. حتي غمهايم بيبار و برگاند. آبستن درختي هستم جوان و غبراق كه ثمري ندارد و تنها شيره جانم را ميمكد. در برابرم شكافي است كه برگها و شاخههای درخت را ميبل
من كيستم؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
آزادي [يا به باور من اختيار بشر] يعني فهميدن اينكه هرگز نميتوانيم به يقين برسيم؛ يعني دريافتن و پذيرفتن مسئوليت انتخابي كه همه جوانب آن قابل سنجش نيست. صفحه 41اگر نتوانيم به درك معقول و متعادلي از مع
لحظه ای جاودانی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
و شاید تقدیرش چنین بود که لحظهای از عمرش را با تو همدل باشد.ایوان تورگنیفAnd was it his destined partOr was he fated from the startto live for just one fleeting instantwithin the purlieus of your hea
شعری از فروغ فرخزاد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
نگاه کن که غم درون دیدهامچگونه قطره قطره آب میشودچگونه سایهٔ سیاه سرکشماسیر دست آفتاب میشودنگاه کنتمام هستیم خراب میشودشرارهای مرا به کام میکشدمرا به اوج میبردمرا به دام میکشدنگاه کنتمام آسمان منپر
راهکار شوربختی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
خوشبختی، آزاد بودن از اجبارهای برونی و به ویژه رهایی درونی از این اجبارها و موقعیت های است که می تواند درد و ناراحتی ایجاد کند. خوشبختی در آغاز کردن است نه در به هدف رسیدن.اگر به سرنوشت و تقدیر معتقد
شعری از سیمین بهبهانی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:54
یک دریچه آزادی باز کن به زندانمیک سبو پر از شادی خرج کن که مهمانمابر نقره افشان شو تا چو تاک بارآورپیش دست و دلبازان دست و دل بیفشانمیک چمن صفا داری باز کن به رویم دربر بساط گل بنشین در کنار بنشانملحظ
بسیار دور بسیار نزدیک
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 17:59
همیشه چیزهایی را که نداشتهامبیشتر دوست داشتهام،همچون تو که بسیار## دوری که بسیار## ندارمت پابلو نرودا
در جستجوی خوشبختی
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 17:59
چند سال پیش یکی از دوستانم بهم پیام داد: زهرا انینمیشن «در جستجوی# دوری» رو دیدی؟ میدونست انیمیشن خیلی دوست دارم. گفتم نه. گفت تو رو خداااا ببین تو عین «دوری» هستی. این حرفش تحریکم کرد که زود ببینم. د
حلقه مفقودي كه پنج هزار كيلومتر دورتر بود
-
تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 17:59
کارتنهای دهه شصت همه درباره شخصيتهایی بود که یا پدر و مادرشان را گم کرده یا سر راه گذاشته شده و یا در بیمارستان عوض شده بودند. همیشه هراس این را داشتم که نکند من هم فرزند خانوادهای نباشم که با آنها
کاشی
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
در نگاه من به کاشیهای مسجد شیخ لطف الله سفری جادویی شکل میگیرد. صدای نی به گوشم میرسد. هفت پیکر میخوانم. چشمهایم دور میزند و پاناروما میگیرد. زیر بید مجنونی مینشینم و خیال را دورتر میفرستم. به برفهای جلوی خانهات میرسم، سردم میشود. گرمایی در دل ندارم که با آن بیاسایم. در میانه سفر ماندهام ولی گویا آب...
سکه قلب
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
هر سکه میشه قلب باشه اما هر چی قلب شد دل نمیشه شهر قصه، بیژن مفید، دیالوگ موش
از یاد رفتگی دردناک...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیستغربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد فاضل نظری
هزار بار زیستهام
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
حس میکنم هزار سال زندگی کردهام. خسته سالیان سالم. زخمهای عمیق دارم و کابوسهای سیاه. از هزار شکست خاطره دارم و هزار بار بلند شدهام. بارها به دنیا آمدهام و بارها مردهام. هر بار در شهری زیستهام و
نام گل سرخ
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
بسیار خوشحالم که این کتاب حجیم را خواندم. بسیار جالب و تاثیرگذار بود. مگر چند شاهکار این چنینی در ادبیات جهان خلق میشود. اومبرتو اکو تکرار نشدنی بود و نام گل سرخ نیز بیهمتاست. در اینجا جملاتی که از
بزرگان گفتهاند...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
نسیم شادمانی را شتابی است که هرگز در تن طوفان غم نیست ا. آبادی
توزیع عادلانه ظلم است عدل او
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
سال 84 در مخزن کتابخانه دانشکده ادبیات علامه گشت میزدم که کتابی با عنوان علیمحمد حقشناس دیدم. آن دوره چیزی از زبانشناسی نمیدانشتم و اکنون نیز نمیدانم، ولی استاد را در راهروها دیدهبودم و عاشق خو