اروین یالوم - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
کم کم فهمیدم برای مرگ تبلیغ کافی زیاد شده است. گرچه شادمانی کمی در مرگ میتوان یافت، با وجود این هیولای شروری نیست که ما را به کام خویش و به جایی هولناک و غیرقابل تصور بکشاند. آموختم از مرگ اسطورهزدا
پاییز فصل آخر سال است - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
قلبم انگار در گلویم میزند و مزه دهانم را تلخ میکند. دلیلش افسردگی پاییزه است، میدانم. افسردگی بهاره میشود، پاییزه میشود، واکنشی میشود، تطابقی میشود و هر روز که دلش بخواهد با یک اسم تازه اجازه دارد بیاید و گلویم را تلخ کند. پاییز فصل آخر سال است، نسیم مرعشی، نشر چشمه،۱۳۹۳: ۱۱۷
سهشنبه تمام یا شروع میشود؟ - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 1:24
هر چقدر هم ساعت کاریام دیر میشود باز من 5 دقیقه دیرتر میرسم. انگار میمیرم 5 دقیقه زودتر بجنم و سر وقت برسم. این وقتنشناسی زشتی است. ۹ و 35 سر کوچه سیزدهم هستم و با سرعت پلهها را بالا میروم. برگ
گناه - تاریخ: 1396/10/28 ساعت: 1:08
گناه تنها رنگ ثابتی است که در زندگانی عصر ما جلا دارد. تصویر دوریان گری، اسکار وایلد: ۷۰
به نقل از نغمه ثمینی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:30
خشونت حاصل عدم شناخت است. ژیژک
شعری از افشین یداللهی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:30
بوی تو میدهد آغوش خالیامای واقعیت عشق خیالیاممست توام که قنوتم ترانه شدچون مومن تو شدم لاابالیام بعد از تو بیخبرم از خودم بگواین روزها چه شدم در چه حالیام روزی یقین تو بودم، ولی گذشتامروز فاجعهای احتمالیامشعرم شکفتن بارانی تو بودحالا فقط خبر خشکسالیام بی هیچ دلهره حال مرا بپرسروزی که من جسدی این حوا...
یک با یک برابر نیست! - تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 2:43
پدرم همیشه میگفت «بهتره آدم یک دقیقه بزدل باشه به جای اینکه یک عمر مُرده باشه.» سر داوس، گیمآفترونز، فصل ۷
شاهکار - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 7:51
بوی گل سرخ میآید. دمنوش در حال سرد شدن استو گوشی در حال پخش یک شاهکار بینظیر کارم سخت شده هر روز باید قطعهای موسیقی بیابم کاری که با صدای تو رقابت کند... زهرا مرعشی
بازی تاج و تخت - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 7:51
در دنیا هیچ عدالتی وجود ندارد، نه تا وقتی که خودمان عدالت را برقرار کنیم. لرد بلیش، فصل پنجم، گیمآفترونز
در مه - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 7:51
شگفت است، پرسه زدن در مه! هر سنگی و هر بوتهای تنهاست،هیچ درختی، درخت دیگر را نمیبیند،همه تنهایند.زندگی برایم پر فروغ بودآنگاه که جهانم پر از یاران بود؛اکنون دگر مه فرو افتاده است،دیگر هیچچیز به دیده در نیاید. بهراستی خردمند نیست،آن که تاریکی را نشناسدتاریکیای که پیوسته و آهستهاو را از همگان جدا میسا...
تلخی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:04
وقتی کودک شکلات تلخ را خورد صورتش در هم رفت. من همان موقع قهوه تلخم را نوشیدم.تجربه طعم تلخی در کودکی را به یاد آوردم. ما بزرگها امروز از تلخی شراب و شکلات و قهوه لذت میبریم. از تلختر از آنها نیز تلخهایی چون تنهایی دوری غم ... تلخها هنوز تلخاند ما نوعی دیگر دوست داریم. زهرا مرعشی
تهایی پرهیاهو - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:04
حالا طاعون درمان داردوبا آفت نیست حتی مسلول هم دیگر اطرافمان نیست امروز جزام رخت بسته، ولی ما جماعتی جزامی ماندیم تنهایی را برایمان نوشتهاند تنهایی پرهیاهو زهرا مرعشی
شعری از هوشنگ ابتهاج - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:04
امشب به قصه دل من گوش میکنی فردا مرا چو قصه فـرامـوش می کنی این در همیشه در صدف روزگار نیست می گویمت ولی تو کجا گوش می کنیدستم نمی رسد که در آغوش گیرمتای ماه با که دست در آغوش می کنیدر ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست هشیار و مست را همه مدهوش می کنیمی جوش می زند به دل خم بیا ببین یادی اگر ز خون سیاووش...
نظر - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:04
یک شیر، خود را دلواپس نظر یک گوسفند نمیکند. تایوین لنیستر – Tywin La ister. گیم آف ترونز
لحظه حال - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:04
اگر انسان لحظه ناچیز حال را با کل تاریخ بشریت و تحول خودآگاه بسنجد طبیعی است که زمان حال معنای خود را از دست میدهد.وقتی نیچه گریست، اروین یالوم: ۳۲۱
هجــــــــوم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 11:37
فکر من را چگونه فتح کردند؟ وای من چطور اسیر شدم؟این هجوم فکر قدرتمند بیرق صلح را نمی فهمد! کاش راه رهایی را برده پای بست بیچاره در تلاطم و آشوب، در هجوم سهمگین می یافت. پ.ن: از ذهن آشفته بیشتر از این بر نمیاد.... زهرا مرعشی
سادگی - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 11:37
سادگی که نام دیگرش حماقت است، بدتر از جنایت است.....رومن رولان، جان شیفته: ۱۴۶۸
پدر - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 11:37
صدف چشمهای پدر آبستن مروارید است
باید آدم شوم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 11:37
خاراندن جای کش جوراب کندن ریشه کنار ناخن بازی کردن با جوش روی بینی و تجدید خاطرات تو عاقبت ندارد باید آدم شوم... زهرا مرعشی
... - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 11:37
لباسهایم رنگ گرفتهاند آنقدر که از دلم خون میچکد . . . زهرا مرعشی پ.ن: و بلاگفا با ما چه میکنی! مطلب مفقود شده بود تازه متوجه شدم...